رفتنت آغاز ویرانی ست حرفش را مزن
ابتدای یک پریشانی ست حرفش را مزن
گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانی ست حرفش را مزن
---
سلام !
باور کنید دیگه کار از خجالت گذشته ! واقعا با این همه بی وفایی دیگه روم نمیشد بیام اینجا بنویسم ! ولی خوب دلمم نمیاد تعطیلش کنم ! دیگه نه قول میدم نه معذرت می خوام ! اگر دوست داشتین بیاین بهم سر بزنین حوصله م نداشتین که هیچی دیگه... ناراحت نمی شم... من همچنان دوستتون دارم و سعی می کنم بیشتر باشم :)
زندگی همچنان ادامه داره ... مثل همیشه ... خیلی بی مزه و بی خاصیت !
من همچنان امیدوارم! رفیق همچنان مهربونه! درس و کار همچنان پا برجاست! از شهریور همچنان بی خبرم! لپ قرمزی همچنان عزیزه! قرمه سبزی همچنان خوش مزست! دلم همچنان تنگه! بلیط های ایران واسه ۲ ماه بعد همچنان اکی شده ست! همه چیز همچنان خوبه!
:)