یا علی!
ز لیلی من شنیدم یا علی گفت ... به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است ... که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد ... به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت ... دعایی کرد و اوهم یا علی گفت
یقین پرودگار آفرینش ... به موجودات عالم یا علی گفت
خمیر آدم را سرشتند ... چو بر می خواست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز می زد ... زبس بیچاره مریم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمی شد ... گمانم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده می شد .. یقین آن جا علی هم یا علی گفت
بی اندازه حرف کم میارم این روزها!
پ.ن.۱ تازه متوجه شدم قالب قبلی مشکل داشته و پستهای جدید رو نشون نمیداده! فعلا همین باشه تا یه فکری به حالش بکنم.
پ.ن.۲ دوستی که از کانادا بهم سر میزنه لطفا یه نشونی از خودت بزار یه سوال کوچولو دارم.