حالم خوش نیست
نگرانم، دلتنگم، عصبیم، نمی تونم رو چیزی تمرکز کنم،
دلم می خواد یه چند روزی برم سفر، تنهایی!
نه! اصلا می خوام بقیه برن سفر من خونه تنها بمونم...
خونه تنها باشم، آهنگ بزارم و فکر کنم!
مسافر خسته ی من بار سفر رو بسته بود... ( خیلی این آهنگ شادمهر رو دوست دارم! )
خیلی بهش نیاز دارم...
به یه تعطیلات طـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولانی
نه فقط از کار و مدرسه
از زندگی هم!
اعصابم تعطیل! البته این که چیز تازه ای نیست... اما این بار شدیددد تعطیل!!!
بد جور هم احساس چاقی بهم دست داده!
معمولا وقتایی که عصبیم یا دلشوره دارم همش در حال خوردنم،
از همیشه هم تنبل تر!!!
این ها همش مقدمه چینی بود... اصلیه مونده...
تو این هاگیر واگیر این درسا شدن قوز بالا قوز (قوض، قوز، قوذ، قوظ...!)
همین امروز صبح ساعت ۱۰ امتحان داشتم
تا آخر هفته دو تا اسایمنت دارم که باید تحویل بدم و هفته های بعدش بیشتر!!!
آخه من چجوری تو این وضع می تونم درس بخونم!!!
نه اصلا شما بگو به این قیافه میاد درس خوندن؟!
ای خدا واقعا فکر کردی این آبی کوچولو این همه ظرفیت داره
باز مخم هنگ کرد...
آهنگایی که تو این روزا بهم حال میدن:
* اشک من پیرهنت و تر کرده، همه جا عطر تو پیچیده ولی دل دیگه غربت و باور کرده، مثل اون پرنده ی شکسته بال دل من بعد تو بی لونه شده، با تو بی قراره و بی تو بی قراره، دل من راس راسی دیوونه شده، امشب هم میون این خاطره های سردم بی رمق دنبال اون حادثه ای می گردم که نفهمیدم و کی کجا تو رو ازم گرفت، دست تو جدا شد و نگاهت و گم کردم...
* زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره، منم عاشقترم انگار وقتی بارون می باره... بعضی وقتا که میای سر روی شونم میزاری، تموم غصه ها رو از دل من برمیداری، اما این فقط یه خوابه، خواب پشت پنجره، وقت بیداری بازم غم میشینه تو هنجره... غم می شینه تو هنجره...
* من نباشم کی تو رویا موهات و ناز میکنه... کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه...
* از خود گذشتم تا که تو از پیچ و خم ها بگذری، لب بستم از گلایه تا از سر غم ها بگذری، گوشه گرفتم تا که تو با دنیا دمساز بشی، پایان گرفتم تا که تو دوباره آغاز بشی...
همین.