شده تا حالا اعصابتون الکی خورد باشه ندونین چرا که خوبش کنین؟ منم همونطوری شده بودم چند روزه! حوصله هیچ کاری نداشتم :|
در مورد کارم... دارم یاد می گیرم. خوبه راضیم به رضای خدا =))
جشن روز شنبه هم همه اومده بودن کلی هم خوش گذشت :) من نمیدونم چرا این مامانا فک میکنن برا مهمونیاشون باید همه نوع غذایی که بلدن درست کنن؟؟؟ آخه چه کاریه؟؟؟ کی می خواد بخوره این همه رو! من که احساس گناه می کنم! اسراف میشه خوب!!! باز این حس انسان دوستی من گل کرداااا :)
دیروز با نانازم تلفنی حرف زدم :)) مهدی کوچولو رو میگم...
پسل دایی جیگلمه قلفونش بشم من... لهجه اش همچین عربی شده چون سوریه به دنیا اومده! دیشب پای تلفن هی برام شعر میخوند و می گفت آبی بیا خونه ما :( آخه عزیزم چه جوری بیام ! من که از خدامه دلم برات یه ذره شده :( مامان میگه کاش اصن تعطیلات پارسال نمیرفتیم ایران که ببینیمش و انقد دلمون براش تنگ شه :((
دلم براش اندازه یه نخود شده... برا اون چشمای نازش... دستای کوچولوش... حرف زدناش که فقط کلمه اولش و میشد فهمید و بقیش مریخی بود =) صدای قشنگش... برا رقصیدناش... برا داد زدنش... برا اون روز که از آمپور زدنش برام تعریف میکرد... برا وقتایی که دستم و میگرفت و هی از این طرف اتاق میدوید اون طرف :) برا فیلم هندی نگا کردنش... برا اوخ گفتن و سر تکون دادنش وقتی میدید یکی تو تلویزیون گریه میکنه... برا موقعهایی که با انگشت محکم صورت آدم و فشار میداد و آخمون که در میومد محکم گردنمون و بغل میکرد... برا شیطنتاش موقع عکس گرفتن... برا همه چییش :((
---
پریشب خونه سل اینا اسلیپ اور (sleep over) دخملونه داشتیم. انگدههه خوش گذشت که نگووو پنش تا فیلم دیدیم: Borat (آمریکایی) بی وفا (هندی) وقت (هندی) DOA (آمریکایی) Tokyo Drift(آمریکایی , ژاپنی)
بعد آهنگ گذاشتیم کلی نانای کردیم و بعد اون آرایش و عکس این وسط یه پنکه برقی از این قد بلندا هم دار فانی رو وداع گفت. من نشکستمش هاااا آخه کدوم آدم عاقلی وسط زمستون پنکه روشن میکنه میزاره رو صندلی که باد بزنه موهاش تو عکس خوشگل بیاد! من؟ :|
این فیلم هندیه وقت و که نیگا میکردیم آخرش این باباهه داشت می مرد! منم حوصله ام سر رفته بود یه نیگا کردم دورو ورم دیدم همه دارن گریه میکنن و هی دستمال کاغذی ور میدارن و دماغ میکشن بالا... گفتم پههههه اینارووو =) ... خلاصه گذشت و خاطراتش موند....
پ.ن.۱ خیلی این سریال صاحب دلان و دوست دارم
پ.ن.۲ چقد من از این خانومه پیازی و دختراش بدم میاد! فک میکنن آسمون سوراخ شده اینا افتادن زمین! ایییییش :| شوهرش هم والا نمیدونم چه جور دکتریه که به شغل شریف خانه داری و شوفری مشغوله!!!
پ.ن.۳ بدجور هوس یه مسافرت دخترونه کردم :|
پ.ن.۴ به قول دینا کیشمیییییش!